{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان نفرت و عشق

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] |
|پارت ⁸|

انقدر عذابش میدم که مجبور بشه ازم خواهش کنه و خودش رو بکش

با زبان ات:
صبح شده بود دیگه بلند شدم سرم خیلی درد میکرد
من کجام؟ اینجا چیکار میکنم؟
دیدم تهیونگ در اتاق باز کرد و نزدیکم شد
صبحانه پایین حاضر هست بخور و برو
بهش گفتم منو برای چی اوردی
جوابی نداد و رفت
کیفمو برداشتم و فقط رفتم بیرون
رفتم پیش یکی از دوستام که وکیل و اسمش سه یون بود نمیتونستم اینطور زندگی کنم هرجور شده باید شرکت پس بگیرم و پدرم برای این شرکت خیلی زحمت کشیده
رفتم خونش و نشستیم و کل قضیه رو بهش گفتم.

سه یون: ات چرا زودتر بهم نگفتی
ات: سه یون امیدوارم درک کنی حالم خیلی بد بود
سه یون: معلومه که درکت میکنم تو این همه مدت ازم حمایت کردی هرجور شده هرچی که مال تو و پدرت بوده رو برمیگردونم و وکیلت میشم و تا اون موقع میتونی خونه ی من بمونی
ات: ممنون سه یون نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم

شب شده بود و رفتم یه دوش گرفتم و لباس هامو عوض کردم
خیلی خسته بودم و خوابم برد
صبح شده بود بلند شدم و لباس هامو پوشیدم (عکسش گذاشتم) و صبحانه رو باهم خوردیم و رفتیم که ببینیم چطور شرکت و عمارت به اسم کیم تهیونگ شده.

دوهفته بعد:
دوهفته گذشت و من هرچی که مال پدرم بود رو پس گرفتم تهیونگ با استفاده از پارتی و یک برگه هرچی که مال پدرم بود رو مال خودش کرده بود و من با کمک سه یون تونستم همه چی رو به اسم خودم کنم
هرکاری کردم که بتونم شهرت کیم تهیونگ رو به خاطر این کارش خراب کنم ولی نتونستم و با این حال هردومون سعی کردیم که هرچی که شده رو پنهان کنیم که کسی نفهمه درمورد اون شب مهمونی که پدرم مرد.
این چندروز که شرکت پس گرفته بودم خوب ادارش کردم و موفقیت شرکت این چندروز عالی بود شرکت BE هنوز قراردادش رو با شرکت AL باطل نکرده بود و فرداشب یک جشن بود به مناسبت موفقیت هردو شرکت و همه هم دعوت بودن.

ادامه ...
دیدگاه ها (۱)

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

part 6مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

part 14مسترکیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط