اینم شعر خودمه به خدا الان گفتم
اینم شعر خودمه به خدا الان گفتم
زهرا دارم میام به خونت قرآن بخونم تو خونت
زهرا پاشو دوباره میشناسی صدای پامو وا بکن در خونت
علی روزا خونه نشینه و نصف شبا مزار نشینه
زهرا پاشو بازم بگو علی خوش آمدی به خونت
بعد تو زهرا تو این شهر به خدا خیلی غریبم
عدو داره میگه علی، زهرات کو، وا بکنه در خونت
زهرا حسین داره شبا میخوابه روی بسترت بخوابه
نصف شبا از تشنگی پا میشه میگه مادر بیا به خونت
(زهرا پاشو بیا ببریم خونه به خدا طاقت ندارم)
حسن می ذاره با گریه سر به دیوار خونه
میگه وای صورت مادرم ،مادر پاشو بریم به خونت
زهرا بچههات آتیش میزنن وجودمو با ناله های مادر
زهرا چیزی بگم در قبرتو وا بکن بیام به خونت
زهرا دارم میام به خونت قرآن بخونم تو خونت
زهرا پاشو دوباره میشناسی صدای پامو وا بکن در خونت
علی روزا خونه نشینه و نصف شبا مزار نشینه
زهرا پاشو بازم بگو علی خوش آمدی به خونت
بعد تو زهرا تو این شهر به خدا خیلی غریبم
عدو داره میگه علی، زهرات کو، وا بکنه در خونت
زهرا حسین داره شبا میخوابه روی بسترت بخوابه
نصف شبا از تشنگی پا میشه میگه مادر بیا به خونت
(زهرا پاشو بیا ببریم خونه به خدا طاقت ندارم)
حسن می ذاره با گریه سر به دیوار خونه
میگه وای صورت مادرم ،مادر پاشو بریم به خونت
زهرا بچههات آتیش میزنن وجودمو با ناله های مادر
زهرا چیزی بگم در قبرتو وا بکن بیام به خونت
- ۲.۴k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط