{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چادرمـــــــــــن

چادرمـــــــــــن
تـاج بنـدگـی مـن است …
سند زهرایی بودنم... را امضــا میکنـد …!
طعنه ها دلسردت نکندبانو...
یاد چفیه هایی بیفت...
که برای چادری ماندنت خونی شد...
با افتخار در کوچه ها شهر قدم بزن...!
دیدگاه ها (۳)

به کوه گفتم عشق چیست ؟ لرزید به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید ...

غمگینم… به اندازه ی… کلاغ تنهایی که… در سرمای زمستان… خی...

فــکــرشــو بــکــن... نــصــف شــب بــارون شــدیــد بــبــا...

حتما بخونید..... بهمن پسر 26 ساله ای بود که با دختری به نام...

P : 21

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۸: ملاقات نصفه‌شبقصر شب‌ها عجیب ساکت می‌ش...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

dark life = 24

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط