{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 35

Part 35

کوک ویو
از خواب بیدار شدم دیدم ات مثل موش تو بغلمه اطرافمو نگاه کردم دیدم همه اومدن

کوک:چرا بیدارمون نکردین
ته:دلمون نیومد تازه ازتون عکس گرفتیم ببین خیلی خوشگله
کوک:اهوم(چشماش برق زد).

اتم بغل کردم بردم بالا تو اتاق امروز روز سومشه پس فکر کنم از فردا حالش بهتر شه اومدم پایین ساعت ۴ بود چقدر زود گزشت

کوک:خب شب کجا برین
ته:بریم بار
کوک:یه چیزی میگیا بچه هارو اجازه نمیدن
ته:آره دیگه تو و آریا و آریانا و ارین و ات برین بیرون
کوک:هیییییییی داری منو با بچه ها یکی میکنی
ته:ببخشید ببخشید حب کجا بریم(خنده)
کوک:برین پارک حیوانات بمو یونتانو توهم ببریم
ته:هییییییی داری منو با حیوان یکی میکنی من تزت بزرگترم میفهمی چی میگی دوست داری بزنم بشت خاک بره چشت ......(رپ جینی)
کوک:باشه باشه ببخشید گوه خوردم شوخی کردم(خنده)

(بچه ها اینا همش فیکه و واقعیت نیست  که ته و کوک اینطوری صحبت میکنن)

ته:(اخم)
خب حالا ساعت چند بریم
کوک:ساعت ۹
ته:اوک


پرش زمانی به ساعت ۹.........................................................


ات تا الان خواب بود یکم خیلی نگران شدم (یکم خیلی🤣) رفتم بیدارش کنم

کوک:ات ...... ات .... اتتتت(اروم)
ات:هوم(خوابالو)
کوک:بلند شو میخوایم با بم بریم بیرون

یکدفعه مثل برق پاشد حاضر شدیم و رفتیم پایین بم و یونتانو برداشتیم بم پشت ماشین بود و هی وول میخور

ات:هییی پسر انقدر وول نخور الان رانندگی بچم بهم میخوره
کوک:چیییییییییییی(داد)
بچت
من بچتم
انگار جامون عوض شده تو بچه منی
چقدرم با قاطعیت میگه بچم
....................
ات:کوک اروم باش شوخی کردم بابا
ولی من همیشه بهت میگم بچم(خنده)
کوک:(خنده)

۱۵ دقیقه گزشت که ات جیغ زد

ات:جیغعععغعععغغغغغغع بنفش
کوک:ات ..... ات.... حالت خوبه(خیلی نگران)
ات:واییییییییییب (ذوق)
کوک:چیشده زر بزنه دیگهههه
ات:وای وای وای این جوجه هارو نگاهههه خدااااااا(ذوق)
کوک:واییییییی من از دست تو چیکار کنم سکته کردم نفهم
ات:نزن تو ذوقم دیگهاااااا یااااااا
کوک: باشه ایجا وایسا الان میام

رفتم براش یکدونه جوجه زرد گرفتم خیلی زبل بود
بردم براش

کوک:بیا
ات:


(تابع قوانین ویسگون )
(تابع قوانین جمهوری اسلامی )
(جانم فدای رهبر )
دیدگاه ها (۰)

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

......//برده ی زیبا//......

پارت⁸:))

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط