{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
.
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگِ اشتیاقِ دلی دردمند را
.
شاید که بیش از این نپسندی
آزارِ این رمیده سر در کمند را
.
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست! عشق کدام ست! غم کجاست!
.
بگذار تا بگویمت این مرغ ِ خسته جان
عمری ست در هوای تو از آشیان جداست
.
دلتنگم آنچنان که اگر بــینَمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنَت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منَت
.
تو آسمانِ آبیِ آرام و روشنی
من، چون کبوتری که پَرم در هوای تو
.
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشکِ شرمِ خویش بریزم به پای تو
.
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
.
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱۱)

:)

خوابِ داشتنَت را میدیدمکاش ادامه داشتکاش امروز هم آلودگی بید...

حقم نبود ....

به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با...

💫👑🗡🩸𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝑲𝒊𝒏𝒈𝒅𝒐𝒎🩸🗡👑💫𝑷/4(قسمت دوم) ادامه پارت قبل... نسیم م...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ دور از نشاط هستی و غوغای زندگی،دل با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط