{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که به آرزوم رسیدم پارت پنجم (فکر کن😅)

روزی که به آرزوم رسیدم پارت پنجم (فکر کن😅)

¥ها؟چرا جوابمو نمی‌دی؟
_ام فکر کنم گم شدم ببخشید
¥خونت کجاست ؟
_۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (بچه ها این آدرس بچه های این آدرس خونست)
¥بشین تو ماشین راهم نزدیکه
_نه مزاحم نمیشم
¥وقتی میگم بشین یعنی بشین !
_چشم
نشستم تو ماشین و حرکت کرد.مردم میگن که یونگی آدم بی احساسیه ولی نه خیلی مهربون بود با من خوب بود
اون صورت سردی داشت ولی از درون خیلی گرم بود تو ماشین زیاد حرف نزدیم و رسیدیم
_واقعا ممنونم و بازم ببخشید
¥برو تو دیر وقته !
_خدافظ
¥خدافظ
رفتم تو (بچه ها با خواهرم فارسی حرف می‌زدیم خودتون تصور کنید)
_سلام
~سلام
~کجا بودی کلک راستشو بگو قرار می‌زاری😉🙂
_نه بابا قرار کجا بود😓😅
_من برم لباسمو عوض کنم رفتم لباسمو عوض کردم و اومدم پیش خواهرم
نشستم پیشش
~.....................


بچه ها ببخشید کم شد ولی ی پارت دیگه امروز می‌زارم 💜❤️😘
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part81نشستم همونجا به دیوار زل زده بودم تو فک...

dark love

{مافیایی برای من }پارت:۳ویو یک ساعت بعد:جونگ کوک اومد تو ماش...

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

دوست دختر کوچولوی من

رمان

عشق سبز و صورتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط