{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاہ گاهی با خودم نامهربانی می کنم

گاہ گاهی با خودم نامهربانی می کنم
با خودم لج میکنم با غم تبانی میکنم

می نشینم چای می نوشم کنار پنجرہ
بی کسی های خودم را دیدبانی میکنم

آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشڪ
آب پاش خانه را دارم روانی می کنم

چشم میدوزم به دستانی کہ در دست تو بود
خاطرات رفته ام را بازخوانی می کنم

بی نشانی رفتی و دلتنگ ماندم چارہ چیست
نامه ها را می نویسم بایگانی می کنم

آہ حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
دیدگاه ها (۱)

از دلت بپرس مال کیست؟تو مال منیخودم کشفت کرده ام!تو با من می...

آب مرداب آخرین منزلگه نیلوفر استبازهم عاشق شدم٬ این‌بار٬ ...

زن ها گاهیعاشقانه هایشان رادم می کنندو می شودهمان چای خوشرنگ...

یاعلی رفتم بقیع اما چه سودهرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبودیا علی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹³فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کنداز بابت داشتنِ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

پارت۴۶

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

KIM V

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

قسܩـتـ بیست ویکم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧خانم :کیم پس از امشب ب...

گاہ گاهی با خودم نامهربانی می کنمبا خودم لج میکنم با غم تبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط