{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ماندم و حلقه طنابی در مشت

من ماندم و حلقه طنابی در مشت
    با رفتن تو به زندگی کردم پشت
    بگذار فردا برسد می شنوی
    دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت
دیدگاه ها (۳)

ﺩﻟــــﻢ ﺑﺎﻟــﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﻬـــﺮ …ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑـﺎﺩ ﺧﻨﮑـــ...

مراقـــــــــــــــــــــ ــب بـــــــــاش ! به جای فرشـــــ...

درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگ...

به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !    نـــــــــه ، فه...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

⃟🌸می روم در ایوان،تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟زندگی،  راز ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

Dana-Apada

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط