{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوپارتی درخواستی

دوپارتی درخواستی

صدای خنده‌هام توی کافه می‌پیچید. جیهوپ کنارم نشسته بود و دستم رو توی دستش گرفته بود. چشماش برق می‌زد، درست مثل همیشه وقتی بهم نگاه می‌کرد انگار دنیاش من بودم... یا حداقل، من این‌طور فکر می‌کردم. اما اون شب، یه چیز فرق داشت. شاید حس ششمم بهم هشدار داده بود، شایدم یه چیز توی نگاهش تغییر کرده بود. وقتی گوشیش زنگ خورد و سریع ازم فاصله گرفت، نگاهش رو ازم دزدید. آروم بلند شد، رفت سمت انتهای کافه. صداش رو پایین آورده بود ولی من شنیدم. چند تا کلمه... «کار تمومه؟»، «دیگه وقتشه»، «مواظب باش کسی نفهمه»...
مبهوت شدم. مغزم نمی‌تونست کنار هم بذاره اون جملات رو با چهره‌ی مهربونش، با اون خنده‌ی همیشگی.
شب که رفتیم خونه‌ش، وانمود کردم همه چیز عادیه. اما دلم شور می‌زد. توی کشوی میزش دنبال چسب زخم بودم که تصادفاً دیدمش... یه اسلحه. سرد و سیاه. و یه پوشه‌ی پر از عکس‌، اسم‌، آدرس...
حدسم درست بود، اون آدم خطرناکی بود
و من... فقط یه دختری بودم که عاشقش شده بود. بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشم، شبانه از خونه‌ش فرار کردم. موبایلم رو خاموش کردم، همه‌جا رو ترک کردم. حتی به دوستام هم نگفتم، نمی‌خواستم اونم پیدام کنه، نمی‌خواستم یه مهره‌ی دیگه تو بازی خطرناک‌ش باشم
اما... من نمی‌دونستم جیهوپ چقدر عاشق‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردم.
@helena_88

نظرتون رو حتما برام کامنت کنید💙
حمایت هم یادتون نره قشنگام ✨
پارت بعدی فردا گذاشته میشه
راستی 800 تایی شدیم، ممنونم ازتون بابت همچی🥲🤍















#بی_تی_اس #بنگتن #فیک #سناریو #جیهوپ
دیدگاه ها (۳۷)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

زیبای کوچک فریبکار

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

مهمونی پارت ۶۰

dark life = 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط