{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است

بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است

سرد شد از تن من... دل به خیابان زد و رفت

گرگِ من بره نچنگیدهِ به باران زد و رفت

آه دکتر! لبِ او «صبر و ثباتم» می داد

بوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد!

آه دکتر! نفست گم شده باشد سخت است

نفست همدم مردم شده باشد ، سخت است

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی دارد

بره ام میل به بوسیدن گرگی دارد...

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس

دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵۷:همدم غم های بی پایان(تهیونگ)سولار رو بیشتر به آغوشم ...

*teakook*

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

dark life =22

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

Rofile of the wolf...۱۱

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط