{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان: سرنوشتی در مه

نام رمان: سرنوشتی در مه
نویسنده: آیلار بلند طلب
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: ۳۲۱
بخشی از رمان:
عصبی سرم رو گرفته بودم فکرم دیگه به هیچ جا نمیرسید هیچ جا ، اشکم از میون پلک
بستم راه خودش رو پیدا کرد تو دلم هی خدا خدا میکردم که با صدایی مردی غریبه سرم رو بالا
اوردم با دیدن روپوش سفید تنش با عجله پرسیدم
+حال مادرم چطوره!! ؟
بهتره فقط باید استراحت کنن و استرس و نگرانی براشون سم سعی کنید دور از این ها باشنفشار
بدی بهشون وارد شده و یه سکته خفیف رو رد کردن خداروشکر الان حالشون
پوزخندی زدم تو دلم گفتم
+دکتر کل زندگی ما استرس و نگرانی کجایی کاریی تو اما گفتم:
+میتونم ببینمش!! ؟
+بله ممنونبله
فقط زیاد خسته اش نکنید
از کنارم گذشت و من به در اتاق خیره موندم یعنی الان بابا میدونه مامان کجاس!! ؟ یا
اصلا واسش مهم نیس به فکر مواد خودشه ! سعی کردم پاهایی چسبیده به زمینم رو حرکت بدم
و به سمت اتاق مامان راه بیوفتم تنها چیزی که حال خرابم رو بهتر میکنه دیدن قیافه مامانمه..


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

چند پارتی درخواستی

رمان چهارم پارت دوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو دازای * چ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁸ویو: اتچشم‌هام رو به‌آرومی باز ک...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط