{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.44🎁 
(روایت از زبان ا.ت)

---

چند ثانیه هیچی نگفتم. فقط به چشمای جونگ کوک نگاه کردم. نگهبان‌ها کمی عقب‌تر ایستاده بودن و هیچی نمی‌گفتن. از پشت پرده هنوز اون سکوت سنگین بود. گوشی تو دستم بود و پیام هنوز روی صفحه مونده بود.

جونگ کوک دوباره، آروم‌تر از قبل گفت:

- ا.ت. انتخاب کن. الان.

دست‌هام می‌لرزید. در هنوز فقط به اندازه‌ی یه کف دست باز بود. اگه بیشتر بازش می‌کردم، پیام گفته بود کسی می‌میره. اگه همون‌جا می‌موندم، ممکن بود کسی از پنجره بیاد داخل. هیچ‌کدوم امن به نظر نمی‌اومد.

من با صدای گرفته گفتم:

+ اگه بیشتر باز کنم... گفته می‌میره. نمی‌دونم کی.

جونگ کوک نگاش رو از من برنداشت.

- پس همین‌قدر باز بمونه. تو بیا نزدیک‌تر. از پشت در حرف نزن. بیا این طرف.

من سرم رو تکون دادم. نتونستم پاهام رو تکون بدم. انگار به زمین چسبیده بودن.

از پشت پرده دوباره یه صدا اومد. این بار کمی بلندتر. مثل این‌که کسی داشت قاب پنجره رو امتحان می‌کرد. کوتاه. بعد سکوت. من ناخودآگاه یه قدم عقب رفتم. جونگ کوک متوجه شد.

- چی شنیدی؟

+ ... پنجره.

جونگ کوک سریع سرش رو برگردوند سمت نگهبان‌ها و آروم چیزی گفت. یکی از نگهبان‌ها سریع رفت پایین. احتمالاً می‌خواست از بیرون چک کنه. نگهبان دوم همون‌جا موند.

من به گوشی نگاه کردم. صفحه خاموش شده بود. دوباره روشنش کردم. هیچ پیام جدیدی نیومده بود. فقط همون جمله‌ی قبلی. "اگه بیشتر باز کنی، می‌میره‌"

جونگ کوک دوباره صدای‌ش رو پایین آورد:

- ا.ت. گوش کن. من اینجام. نگهبان‌ها اینجان. هیچ‌کس نمی‌تونه از این در رد بشه. فقط یه قدم بیا جلو. همین.

من به در نگاه کردم. به فاصله‌ی کم بین ما. به دست اون که هنوز لبه‌ی در رو گرفته بود. بعد به پرده. بعد دوباره به اون.

پاهام بالاخره تکون خوردن. یه قدم کوچک به سمت در برداشتم. فقط یکی. در هنوز بیشتر باز نشده بود. فقط من نزدیک‌تر شده بودم. جونگ کوک نگاش رو دوخت به من. هیچی نگفت. فقط منتظر موند.

گوشی تو دستم دوباره ویبره رفت. این بار همه شنیدن. من سریع نگاه کردم.

پیام جدید:

"آخرین فرصت"

دست‌هام سردتر شدن. به جونگ کوک نگاه کردم. اون هم به گوشی‌م نگاه کرد. بعد به من.

و من می‌دونستم که دیگه وقتی برای فکر کردن باقی نمونده.............
ادامه دارد.............
دیدگاه ها (۱)

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.45🎁  (روایت از زبان ا.ت)---پ...

https://wisgoon.com/jimin743قشنگم حمایت شه لطفا 🤍🤍

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.43🎁  (روایت از زبان ا.ت)---د...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.42🎁  (روایت از زبان جونگ کوک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.39🎁  (روایت از زبان ا.ت)---پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط