#پارت258

#پارت258



مانتو کوتاه کرمی رنگمو پوشیدم روسری مشکی بزرگ چارگوش رو سرم کردم نگاهی به خودم انداختم همه چی مرتب بود

پبش به سوی حامد ... از خونه بیرون اومدم هنوز رانندگی رو یاد نگرفته بودم پس باید با تاکسی میرفتم پوفی کشیدم و راه افتادم سمت سر خیابون


راننده : خانوم رسیدیم !!

با صدای راننده از فکر بیرون اومدم و بعد حساب کردن کرایه ماشین از ماشین پیدا شدم دقیقا همون پارکی قرار گذاشتم

که بار اول بهم پیشنهاد ازدواج داد پوزخندی زدم وارد پارک شدم راه افتادم به سمت همون نیمکتی که اون موقعه نشسته بودیم

رو نیکمت نشستم ذهنم پر کشید سمت گذشته گذشته ایی پسش زدم و حالا دارم ازش انتقام میگیرم ...

با صدای سلام حامد از فکر بیرون اومدم سرمو بلند کردم نگاهمو دوختم به چشمای دریایی ش اونم زل زده بود به من ...

نگاهمو سریع ازش گرفتم که خندید و گفت :, قربونت برم خوبی ؟!

اخ که چقدر دوست داشتم خفه ش کنم برای نقشه مم شده باید خوب رفتار کنم دسته کیفمو محکم سفارش دادم گفتم : مرسی

لبخند رو لباش پر رنگ تر شد و اومد کنارم نشست ... دستشو رو شونه گذاشت چشمامو رو هم گذاشتم و برگشتم سمتش

با کنایه گفتم : زنت ناراحت نشه که اومدی پیش من !!

لبخند رو لباش ماسید دستی به گوشه لبش کشید:

نگران نباش نمیشه !!

مهسا : نگران نیستم ...
دیدگاه ها (۱)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

THE DARK SHADOWS

ترکم نکن

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

وقتی اعضا اومدن یوری هنوز توی اتاقش بوددر زدم و رفتم توی اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط