{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p¹⁰

p¹⁰

وقتی رسیدم خونه..

خودمو پرت کردم رو تخت و فقط گریه میکردم

خیلی درد داشتم..

میدونستم الان نامجون بیداره..

زنگ زدم بهش

🐨 جانم.. چیزی شده این موقع صبح؟

+ هققققق نامجونااااا هقققق عررررر بیا پیشمممممم *گریه*

🐨 چیشده *نگران*

+ فقط بیاااااااا *گریه*

" پنج دقیقه بعد "

در باز شد و نامجون وارد شد..

🐨 ات کجاییی

+ بیا تو اتاق *گریه*

دوید سمتم..

محکم بغلم کرد

🐨 چیشده نفسم

+ نامجونااا هققق.. یونگیی.. هقق میخواست هقق خودکشی کنهههه رفتم هققق تو خونش جلوشو گرفتممم.. بعدش هققق.. باهام هقققق باهامم چیز کرددد *گریه شدید*

🐨 چه گوهی خورد؟

🐨 به وقتش هم تو رو تنبیه میکنم هم اونو جر میدم.. الان که درد نداری؟

+ هققق خیلیییی

🐨 الهی بمیرم برات فرشته من.. وایسا..

بعد چند مین با کیسه اب گرم اومد..

🐨 بیا نفسم.. اینو بزار رو دلت..

+ هق ممنونم

خودش کنارم دراز کشید و شروع کرد ماساژ دادن دلم..

همزمان سرمو میبوسید و قربون صدقه ام میرفت..

خودمو تو بغلش رها کردم و چشمامو بستم

🐨 بهتری؟

+ اوهوم

🐨 من خودم یونگیو تیکه تیکه میکنم.. از همون اول تعریف کن

+ خب ببین مثل همیشه که بقیه بهم میگن.. بهم گفت که دوست دخترش بشم.. و منم ردش کردم.. با مهربونی و عذرخواهی البته.. بعد با ناراحتی رفت بیرون.. کلی گریه کردم که زنگ زد گفت داره خودشو میکشه و اینا.. رفتم پیشش جلوشو گرفتم گفت باید جبران کنی برام.. بعد اون اتفاقا گفت دست خودم نبود مست بودم.. توی خونش پر از شیشه مشروب خالی افتاده بود..

🐨 و تو چرا جلوشو نگرفتی

+ نمیشد.. خیلی قوی بود.. من دربرابرش مورچه هم نبودم

خیلی چیزارو بهش نگفتم.. مثلا اگه میگفتم صبح لخت بودم اومد تو خونم و سینم رو نوازش کرد میرفت قبرشو میکند

+ نامجونی

🐨 جونم

+ میشه لطفا زیاد اذیتش نکنی؟

🐨 اه.. نمیدونم.. اون به عشقم دست زده.. خط قرمزم

ویو نامجون:

وقتی ات برام تعریف میکرد..

هر لحظه بیشتر از قبل عصبی میشدم..

به روی خودم نیاوردم.. تا نترسه
دیدگاه ها (۵)

p¹¹🐨 عشقم+ جانم🐨 خوابت میاد؟ + خیلی.. اروم بغلش کردم.. سرشو ...

p¹²وارد اشپزخونه شدم و اب خوردم.. « ها چیه فکر کردی میخواد ا...

p⁹دستاشو روی رون پام کشید.. و به لبام نگاه کرد🐱 باید برام جب...

p⁸+ خب.. میشه.. میشه بری بیرون؟ میخوام لباس بپوشم🐱 نه..*بم*ه...

You are paying back karma پارت²⁰آلفا اون صحنه رو دید..امگاش ...

یهو دیدم سرشو بالا اورد با چشمانی قرمز گفت +«هقق چرا اینجوری...

چند پارتی درخواستی

Part 14کوک:اگه... اگه با یه نفر دیگه باشه اول پسره رو میکشم ...

پارت دوازده)همون طور که قول دادم شینکال صفحه ی بعده)عمارتویو...

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط