يه صفحه سفيد، به همراه يک قلم
يه صفحه سفيد، به همراه يک قلم
اين بار حرف ،حرف نگفته ست
يک حرف تازه
نه از تو …
هي فکر مي کنم
هي با قلم به کاغذ سيخ مي زنم
اما
ديگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند
انگار اين قلم
جز با حضور نام تو فرمان نمي برد
در تمام صفحه هاي دفتر شعرم
در گوشه هاي خالي قلبم
در لحظه هاي تلخ سکوتم و فکرهام
چيزي به جز تو نيست که تکرار مي شود
مثل درخت در دل من ريشه کرده اي
اين بار حرف ،حرف نگفته ست
يک حرف تازه
نه از تو …
هي فکر مي کنم
هي با قلم به کاغذ سيخ مي زنم
اما
ديگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند
انگار اين قلم
جز با حضور نام تو فرمان نمي برد
در تمام صفحه هاي دفتر شعرم
در گوشه هاي خالي قلبم
در لحظه هاي تلخ سکوتم و فکرهام
چيزي به جز تو نيست که تکرار مي شود
مثل درخت در دل من ريشه کرده اي
- ۴۱۱
- ۳۰ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط