وقتی قاتل زنش شدی

وقتی قاتل زنش شدی...
پارت یک
ویو ا.ت تو شرکت خودم نشسته بودم و منتظر بودم جیمین اون مدل های لباس رو بیاره خب من کیم ا.ت هستم و یه شرکت معروف مدلینگ دارم
تو افکارم بودم که صدای در اومد سرم رو از روی میز برداشتم که دیدم جیمین هست
+آه اومدی خب بده به من طرح ها رو
.ت من تو راه به طرح ها نگاه کردم هیچکدوم قشنگ نبودن جز طرح شماره بیست و پنج
+کو؟!...عاا خب آره همین خوبه فقط ببین میتونی به طراحش بگی بیاد ؟! می‌خوام ببینمش
@اره فقط با شوهرش رفته سفر
+کجا؟! @لس آنجلس رفتن چند روز دیگه برمی‌گردن
+یعنی چند روز دیگه؟!...ببین میتونی الان بهش زنگ بزنی ؟
@اره وایستا
جیمین به اون زن زنگ زد
#بفرمایید ؟!
+خانم کیم لیا ؟!
#بله امروتون ؟!
+خب بنده کیم ا.ت هستم رئیس شرکت کلوین (شرکت رو حال میکنید :)
بابت طرح لباسی که کشیدید مزاحم شدم کی از سفر برمیگردید باید ببینمتون
#عامم خب من سه روز دیگه کره هستم اون موقع میام خدمتتون
+ممنون خداحافظ
ویو نامجون
لیا چند روزی بود که یه طرح لباس کشیده بود و برای اینکه بتونه دوست صمیمی خودش رو ببینه به شرکت کلوین فرستاده بود
من و لیا یه دختر داریم به اسم لینا (چه شباهتی)
#نامجونا نامجونا
_هومم
#طرح من قبول شد حالا میتونم ا.ت رو ببینم
_خوبه :)
#اره قرار شد سه روز دیگه برم شرکت
_باشه پس کم کم. وسایلت رو جمع کن عزیزم
#حتما
ویو ا.ت
+سه روز دیگه میاد جیمین
@خوبه دیگه
+هومم
پرش زمانی به سه روز دیگه
...

نظر یادت نره رفیق!

#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#JIMIN
دیدگاه ها (۰)

وقتی قاتل زنش شدی...پارت دومویو ا.ت امروز با لیا همون طراحه ...

وقتی قاتل زنش شدی...پارت سوم ویو ا.ت با حرفی ک زد سرجام خشک ...

وقتی پدرخوانده تو بود...پارت شونزده (پایانی)ویو جیمین از خوا...

وقتی پدرخوانده تو بود...پارت پانزدهم ویو ا.ت رفتم در رو باز ...

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

فیک مافیای سیاه من part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط