Sweet Love
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love⁹
- امتحان خوب بود؟
+ مرسی استاد. واقعا نمیدونم چطور میتونم این لطفتون رو جبران کنم. حقیقتش من توی این درس مشکل دارم. یه جورایی خجالت میکشیدم بهتون بگم.
- *لبخند* هر وقت هر مشکلی داشتی میتونی بیای و به من بگی یا اصلا نظرت چیه واست کلاس خصوصی بزارم؟ میتونم تو بقیه درسات هم کمکت کنم.
+ استاد این خیلی زیادیه. شما خودتون کلی کار دارید. من نمیخوام مزاحمتون باشم و واقعا نمیدونم چطور باید این زحماتتون رو جبران کنم.
- این کاریه که خودم میخوام انجام بدم. شمارتم که دارم. اگه راحتی و مشکلی نداری یا تو بیا خونه ی من یا من بیام.
+ مشکلی نیست استاد. خوشحال میشم شما بیاید.
فقط.. میتونیم از فردا شروع کنیم؟ و اینکه من چه مبلغی رو باید پرداخت کنم؟
- همچین حرفی رو نزن. من واسه پول همچین کاری نمیکنم و اینکه فردا شروع میکنیم.
+ چشم
- یه چیز دیگه..
+ جانم؟
- بلند شو...
+ *بلند شدم*
- اون گوشه رو نگاه کن
+ *وقتی اون ور دفتر کارت رو نگاه کردم با یه میز پر از غذا مواجه شدم. دوتا شمع سفید روشن شده بودن و دسته گل رز روی میز رو تماشایی تر کرده بودن. انقدر محو میز بودم که متوجه نشدم جیمین پشت سرم وایستاده. دستش رو گذاشت رو کمرم و گفت..*
- از اونجایی که گفتم موقع ناهار بیای، نمیخواستم گرسنه بمونی. اینو حاضر کردم. امیدوارم خوشت بیاد.
+ *خجالت* م..ممنون استاد
- استاد؟
+ جیمین.. ببخشید
- بدو برو بشین جوجه..
+ چشممممم
- * پشت سرش رفتم و صندلی رو براش کشیدم تا بشینه*
+ م..ممنون
- *لبخندی زدم و رفتم جلوش نشستم.* خب امیدوارم خوشت بیاد.. حقیقتا خودم غذا ها رو درست کردم. اگه دوست نداشتی واقعا ببخشید چون من خیلی تو غذا درست کردن خوب نیستم.
+ *لبخند* باعث افتخاره که دست پختتون رو بخورم.
- نوش جونت جوجه
+ *خجالت*
- راحتی؟
+ جان؟؟؟؟
- راحتی؟ مشکلی نداری من با این نیک نیم صدات کنم؟
+ نه مشکل ندارم.
- شروع کن. نوش جون
+ *شروع کردم به خوردن. خیلی خوشمزه بود. وسطای خوردن بودم که فهمیدم کلاس شروع شده.*
ج..جیمین.. کلاسم شروع شده...
-نمیخواد بری..
+ولی ممکنه ازم نمره کم کنن..
-نگران نباش.. اون با من..
+و..ولی..
- بخور جوجه. نگران نباش..
+ *لبخندی زدم و ادامه دادم.*
ادامه دارد...
Sweet Love⁹
- امتحان خوب بود؟
+ مرسی استاد. واقعا نمیدونم چطور میتونم این لطفتون رو جبران کنم. حقیقتش من توی این درس مشکل دارم. یه جورایی خجالت میکشیدم بهتون بگم.
- *لبخند* هر وقت هر مشکلی داشتی میتونی بیای و به من بگی یا اصلا نظرت چیه واست کلاس خصوصی بزارم؟ میتونم تو بقیه درسات هم کمکت کنم.
+ استاد این خیلی زیادیه. شما خودتون کلی کار دارید. من نمیخوام مزاحمتون باشم و واقعا نمیدونم چطور باید این زحماتتون رو جبران کنم.
- این کاریه که خودم میخوام انجام بدم. شمارتم که دارم. اگه راحتی و مشکلی نداری یا تو بیا خونه ی من یا من بیام.
+ مشکلی نیست استاد. خوشحال میشم شما بیاید.
فقط.. میتونیم از فردا شروع کنیم؟ و اینکه من چه مبلغی رو باید پرداخت کنم؟
- همچین حرفی رو نزن. من واسه پول همچین کاری نمیکنم و اینکه فردا شروع میکنیم.
+ چشم
- یه چیز دیگه..
+ جانم؟
- بلند شو...
+ *بلند شدم*
- اون گوشه رو نگاه کن
+ *وقتی اون ور دفتر کارت رو نگاه کردم با یه میز پر از غذا مواجه شدم. دوتا شمع سفید روشن شده بودن و دسته گل رز روی میز رو تماشایی تر کرده بودن. انقدر محو میز بودم که متوجه نشدم جیمین پشت سرم وایستاده. دستش رو گذاشت رو کمرم و گفت..*
- از اونجایی که گفتم موقع ناهار بیای، نمیخواستم گرسنه بمونی. اینو حاضر کردم. امیدوارم خوشت بیاد.
+ *خجالت* م..ممنون استاد
- استاد؟
+ جیمین.. ببخشید
- بدو برو بشین جوجه..
+ چشممممم
- * پشت سرش رفتم و صندلی رو براش کشیدم تا بشینه*
+ م..ممنون
- *لبخندی زدم و رفتم جلوش نشستم.* خب امیدوارم خوشت بیاد.. حقیقتا خودم غذا ها رو درست کردم. اگه دوست نداشتی واقعا ببخشید چون من خیلی تو غذا درست کردن خوب نیستم.
+ *لبخند* باعث افتخاره که دست پختتون رو بخورم.
- نوش جونت جوجه
+ *خجالت*
- راحتی؟
+ جان؟؟؟؟
- راحتی؟ مشکلی نداری من با این نیک نیم صدات کنم؟
+ نه مشکل ندارم.
- شروع کن. نوش جون
+ *شروع کردم به خوردن. خیلی خوشمزه بود. وسطای خوردن بودم که فهمیدم کلاس شروع شده.*
ج..جیمین.. کلاسم شروع شده...
-نمیخواد بری..
+ولی ممکنه ازم نمره کم کنن..
-نگران نباش.. اون با من..
+و..ولی..
- بخور جوجه. نگران نباش..
+ *لبخندی زدم و ادامه دادم.*
ادامه دارد...
- ۳.۸k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط