{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی‌رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست...
.

فروغ_فرخزاد -
دیدگاه ها (۳)

خانه های امروز غریبندغریبه پسندندخودی ها را نمی شناسنداصلا و...

دلخوش باش به باریکه‌‌ ی نوری که از بین چین های پرده، روی تخت...

کاش خیاط ها روزگار را می نوشتند... اگرخیاط ها روزگار را می ن...

اگر به وقت پیری، من ماندم و غم رفتنت،کوچه‌‌باغ‌ها را با همان...

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

عاشقانه های شبنم

بسم الله الرحمن الرحیم فرازی از زیارت امیر‌المؤمنین علیه الس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط