#انیگمایجذابمن
#انیگمایجذابمن
پارت ۸
× صدای جیغ کی بود
رفتم درو باز کردم که دوتا پسر با چشمای سفید دنبال یه دختر بودن
دختره: اجوشی کمکم
+ برو توی خونه سریع
دختره رفت داخل تفنگم رو در آوردم و بهشون شلیک کردم و سریع رفتم داخل و درو قفل کردم
+ کسی دیگه بیرون نیست
دختره : اینا چی بودن جونگکوک
+ نونا حوصله بحث ندارم اینجا چکار میکنی
نک: خب خونه دوستم بودم
اجوما: بحث نکنید الان باید چکار کنیم کسی هم دیگه نیست
- توی حکومت نظامی که معمولا دوهفته بیشتر نمیشه باید چندتا چیز رو رعایت کنید
× اولیش بحث نمیکنید و به هم کمک میکنید
÷ دو باید از بیهوده خوردن و استفاده نادرست از غذاها ، آب و خوراکی ها.......
یس: پس چرا خونه جناب جئون و کیم باید اینقدر خوراکی و.... باشه
÷ خب درک اینکه بچه دارن و بچه هاشون کوچیکن هم در نظر داشته باشید
- مورد سوم توی این شرایط فعلی هیچ کدوم از درها و در آسانسور ها هم باز نمیشه
+ مورد چهارم از خونه خارج نمیشید و یه جا جمع نمیشید اگر صدای جیغ شنیدید که دیگه به هیچ وجه
- خب بریم سراغ یه چیز دیگه کی در باز کرده که اینطوری زامبیا ریختن داخل ساختمون
نک: از بالا داشتن میومدن
+-×÷ پشتبوم
+ همه همین جا بمونید تا من برگردم
÷× ماهم میایم
+ نه خطر داره
÷ من میام جیمینی عزیزم تو بمون پیش تهیونگ باشه
× قول میدی سالم بیای
÷ آره
+ حله بدو یونگی
÷ بریم
رفتیم بیرون. حدودا نیم ساعت کل پاکسازی انجام شد رفتیم داخل خونه ما
+ درا همه قفل شده و اگه کسی بازش کنه قاتله و درجا بدون حکمی از طرف دادگاه کشته میشه
همه: چرا
- دستور رئیس جمهوره
همه رفتن من رفتم روی مبل پیش نونام نشستم و خودمو توی بغلش جا دادم
نک: هنوزم مثل بچگیاتی جونگکوک
+ نمیتونم بغل نونام باشم دیگه چون بزرگ شدم
نک: چرا میتونی من دیگه میرم مراقب باشید
+ تو بیشر نونا خدافظ
- خدافظ لیما
لیما رفت و ما ۴تا موندیم
- یونگی هیونگ چرا انقدر دیر شد
÷ خب من دوسال و ۱ ماه نبودم
× چرا
÷ ۱ ماه ماموریت بود و ۲ سالم سربازی ولی انقد دلم واسه موچی کوچولوم تنگ شده بود
- پس ما چی
÷ شماها هم همین طور ولی بیشتر دلم برای جیمینی تنگ شده بود
× راستی من دوهفته میخوام یه چیزی بهتون بگم وقت نمیشه
- تو دوهفته مرخصی گرفتی ولی دیروز اومدی
× آره اون که کاری بود باید میومدم کوک بیا دیگه
+ خب چیشده
× من باردارم
+ چیییییی
- مبارکه
+ یونگی فاتحت خوندست
÷ چرا
- واسه شماها خوبه . ما درد میکشیم اینا فقط یکم خرج میکنن و کارای خونه میکنن
× خب دیگه یونگی هم اومد پس کارا با تو منم فقط استراحت میکنم
÷ چشم
× یه چیزی تهیونگ
- هوم
× تو دیروز تاریخ راتت بود درسته
- خب که چی
× جونگکوک هم که همیشه توی رات مواظبته و احتمال اینکه توهم .......
- ببند
× خب راست میگم
+ بسه بحث نکنید الان یونگی فقط میخواد بخوابه
÷ آفرین
× پس بریم پسرا بای
÷ بای بچه ها
+- بای
یونگی و جیمین رفتن
- توهم برو بخواب
+ قشنگم
- جونم
+ ولی جیمین راست میگه
- میدونم ولی توی این شرایط من اگه باردار بشم اسباب زحمتم برات
+ سفیدم تو همسرمی من هیچ وقت تورو اسباب زحمت نمیبینم
- آخه کوک .......
+ هیشش ویسکی کوچولوم اگه باردار شدی نگهش دار
- باش
داشتیم حرف میزدیم که اما و میا اومدن
' آبا. پاپا میا حرف زد
- چی گفت
(^ علامت میا)
^ اوما آبا
- ای خدا
' تازه اونی هم گفت
+ خوشحالی
' آره
- بدش من میا کوچولو رو
' بفرما
ویو تهیونگ
لیا رو گرفتم و یکم قربون صدقه دختر کوچولوم رفتم . از صب حالت تهوع دارم ولی به روی خودم نیوردم تا الان باید برم ببینم
- خب برین بازی کنید
اما اوهومی گفت و رفتن . منم بیبی چک رو برداشتم و رفتم دستشویی. انتظار نداشتم چنین جوابی رو بگیرم . رفتم بیرون کوک روی تخت دراز کشیده بود که تا منو دید بلند شد
+ ببر کوچولو حالت خوبه
- نه
+ میخوای بگم نونام بیاد معاینت کنه
- کوک
+ جونم
- منم ب...باردارم
+ چی
- چکار کنم جونگکوک. میترسم نتونم مثل دوتای قبلی مواظب این کوچولو هم باشم
+ من مواظب هر ۴ تای شماها هستم تهیونگ تو فقط بمون خونه و درو باز نکن
- میترسم هق هق (گریه)
+ عسلم سفیدم اروم باش
- چطوری هق وقتی توی شرایطی هق هستیم هق که ممکنه آسیبی ببینه
' آبا میتونم بیام داخل
+ بیا دخترم
' آبا پاپا حالش خوبه
+ آره دخترکم فقط یکم دلش میخواد گریه کنه
' باشه
- اما
' بله پاپا
- بیا اینجا میدونی که پاپا یا اوما برام فرقی نداره ولی میدونه من دوست دارم کدوم صدام کنی
پارت ۸
× صدای جیغ کی بود
رفتم درو باز کردم که دوتا پسر با چشمای سفید دنبال یه دختر بودن
دختره: اجوشی کمکم
+ برو توی خونه سریع
دختره رفت داخل تفنگم رو در آوردم و بهشون شلیک کردم و سریع رفتم داخل و درو قفل کردم
+ کسی دیگه بیرون نیست
دختره : اینا چی بودن جونگکوک
+ نونا حوصله بحث ندارم اینجا چکار میکنی
نک: خب خونه دوستم بودم
اجوما: بحث نکنید الان باید چکار کنیم کسی هم دیگه نیست
- توی حکومت نظامی که معمولا دوهفته بیشتر نمیشه باید چندتا چیز رو رعایت کنید
× اولیش بحث نمیکنید و به هم کمک میکنید
÷ دو باید از بیهوده خوردن و استفاده نادرست از غذاها ، آب و خوراکی ها.......
یس: پس چرا خونه جناب جئون و کیم باید اینقدر خوراکی و.... باشه
÷ خب درک اینکه بچه دارن و بچه هاشون کوچیکن هم در نظر داشته باشید
- مورد سوم توی این شرایط فعلی هیچ کدوم از درها و در آسانسور ها هم باز نمیشه
+ مورد چهارم از خونه خارج نمیشید و یه جا جمع نمیشید اگر صدای جیغ شنیدید که دیگه به هیچ وجه
- خب بریم سراغ یه چیز دیگه کی در باز کرده که اینطوری زامبیا ریختن داخل ساختمون
نک: از بالا داشتن میومدن
+-×÷ پشتبوم
+ همه همین جا بمونید تا من برگردم
÷× ماهم میایم
+ نه خطر داره
÷ من میام جیمینی عزیزم تو بمون پیش تهیونگ باشه
× قول میدی سالم بیای
÷ آره
+ حله بدو یونگی
÷ بریم
رفتیم بیرون. حدودا نیم ساعت کل پاکسازی انجام شد رفتیم داخل خونه ما
+ درا همه قفل شده و اگه کسی بازش کنه قاتله و درجا بدون حکمی از طرف دادگاه کشته میشه
همه: چرا
- دستور رئیس جمهوره
همه رفتن من رفتم روی مبل پیش نونام نشستم و خودمو توی بغلش جا دادم
نک: هنوزم مثل بچگیاتی جونگکوک
+ نمیتونم بغل نونام باشم دیگه چون بزرگ شدم
نک: چرا میتونی من دیگه میرم مراقب باشید
+ تو بیشر نونا خدافظ
- خدافظ لیما
لیما رفت و ما ۴تا موندیم
- یونگی هیونگ چرا انقدر دیر شد
÷ خب من دوسال و ۱ ماه نبودم
× چرا
÷ ۱ ماه ماموریت بود و ۲ سالم سربازی ولی انقد دلم واسه موچی کوچولوم تنگ شده بود
- پس ما چی
÷ شماها هم همین طور ولی بیشتر دلم برای جیمینی تنگ شده بود
× راستی من دوهفته میخوام یه چیزی بهتون بگم وقت نمیشه
- تو دوهفته مرخصی گرفتی ولی دیروز اومدی
× آره اون که کاری بود باید میومدم کوک بیا دیگه
+ خب چیشده
× من باردارم
+ چیییییی
- مبارکه
+ یونگی فاتحت خوندست
÷ چرا
- واسه شماها خوبه . ما درد میکشیم اینا فقط یکم خرج میکنن و کارای خونه میکنن
× خب دیگه یونگی هم اومد پس کارا با تو منم فقط استراحت میکنم
÷ چشم
× یه چیزی تهیونگ
- هوم
× تو دیروز تاریخ راتت بود درسته
- خب که چی
× جونگکوک هم که همیشه توی رات مواظبته و احتمال اینکه توهم .......
- ببند
× خب راست میگم
+ بسه بحث نکنید الان یونگی فقط میخواد بخوابه
÷ آفرین
× پس بریم پسرا بای
÷ بای بچه ها
+- بای
یونگی و جیمین رفتن
- توهم برو بخواب
+ قشنگم
- جونم
+ ولی جیمین راست میگه
- میدونم ولی توی این شرایط من اگه باردار بشم اسباب زحمتم برات
+ سفیدم تو همسرمی من هیچ وقت تورو اسباب زحمت نمیبینم
- آخه کوک .......
+ هیشش ویسکی کوچولوم اگه باردار شدی نگهش دار
- باش
داشتیم حرف میزدیم که اما و میا اومدن
' آبا. پاپا میا حرف زد
- چی گفت
(^ علامت میا)
^ اوما آبا
- ای خدا
' تازه اونی هم گفت
+ خوشحالی
' آره
- بدش من میا کوچولو رو
' بفرما
ویو تهیونگ
لیا رو گرفتم و یکم قربون صدقه دختر کوچولوم رفتم . از صب حالت تهوع دارم ولی به روی خودم نیوردم تا الان باید برم ببینم
- خب برین بازی کنید
اما اوهومی گفت و رفتن . منم بیبی چک رو برداشتم و رفتم دستشویی. انتظار نداشتم چنین جوابی رو بگیرم . رفتم بیرون کوک روی تخت دراز کشیده بود که تا منو دید بلند شد
+ ببر کوچولو حالت خوبه
- نه
+ میخوای بگم نونام بیاد معاینت کنه
- کوک
+ جونم
- منم ب...باردارم
+ چی
- چکار کنم جونگکوک. میترسم نتونم مثل دوتای قبلی مواظب این کوچولو هم باشم
+ من مواظب هر ۴ تای شماها هستم تهیونگ تو فقط بمون خونه و درو باز نکن
- میترسم هق هق (گریه)
+ عسلم سفیدم اروم باش
- چطوری هق وقتی توی شرایطی هق هستیم هق که ممکنه آسیبی ببینه
' آبا میتونم بیام داخل
+ بیا دخترم
' آبا پاپا حالش خوبه
+ آره دخترکم فقط یکم دلش میخواد گریه کنه
' باشه
- اما
' بله پاپا
- بیا اینجا میدونی که پاپا یا اوما برام فرقی نداره ولی میدونه من دوست دارم کدوم صدام کنی
- ۵۳۶
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط