#پارت136

#پارت136
"عاطفه"
درحال مخلوط کردن مواد سالاد ماکارانی بود ولی فکرش درگیر رفتار فرشید بود.
چرا یک هویی انقدر تغییر کرده بود ؟
می ترسید از حرف زدن با او ...
هربار که نگاهش می کرد ، منتظر بود عصبی شود و داد بزند !
دلیلش چه بود؟
هرچه فکر می کرد ، به نتیجه نمی رسید.
کاری هم نکرده بود که بخاطرش ، فرشید دلگیر باشد.
سرش را تکان داد و آرام گفت :

"همه چی درست میشه"

+قطعا درست میشه ، تو نگران نباش"

با دیدن شایان هینی کشید و عقب رفت .
با فاصله ی کمی از عاطفه به کابینت تکیه داده و به او زل زده بود .

+نترس ! من نمیخوام بخورمت !!!

لبخندی زد و ادامه داد:

+من خیلی گشنمه سر آشپز کوچولو ...

دوباره مشغول هم زدن شد.

_من سر آشپز نیستم .

....
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

پارت اخر

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁴_توی عمارت بمب گذاشتیمچشم‌هام گرد شد...

چند پارتی

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

𝒮𝘢𝘬𝘰𝘮𝘺 𝒦𝘰𝘳𝘶𝘴𝘢𝘸𝘢 ᘛ ساکومی کوروساوا ֺ ──────୨୧───...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟐...حرفش با صدای زنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط