{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

متنفرم از، زمينے که بيـهوده مرا بـه آن بسـته اند، دنیاو خ

متنفرم از، زمينے که بيـهوده مرا بـه آن بسـته اند، دنیاو خوشے هايش ارزانے آدمهایے که زير باران دم از دوسـتداشتن مےزنند، اماباران كه بند آمد اسير تماشاے رنگين كمان مے شوند!
دیدگاه ها (۲)

سکوت کمر فکرم را شکست خسته ام از تظاهر به خندیدن “به بودن” “...

دستم را فرو می كنم توی موهامتمام حالم راتوی چشم هام جمع میكن...

از اول غصــــه انچه گفتم نشده..محصول غرور من بجز غم نشده.......

.

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

p30

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

dark life = 20

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

🔷 ۲۶ مرداد سالروز بازگشت اسرای سرافراز اسلام به میهن گرامی ب...

مرد بی رحم

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط