پسزی با پدر میلیاردرش سوار بر لکسوز به نماز جمعه می رفت..
پسزی با پدر میلیاردرش سوار بر لکسوز به نماز جمعه می رفت...
در یک چراغ قرمز پسری هم سن خودش را دید که گل می فروخت....
پسرر میلیاردر به گل فروش گفت :
الان. وقت نماز جمع است چرا نمیری نماز جمعه...!!!
پسر گل فروش گفت:
تو یک هفته به جای من زندگی کن من یک سال به جای تو عبادت می کنم...،،
شکم گرسنه نمی تواند صراط المستقیم را خوب ادا کند،،،
سلام من و به خدا برسون و بهش بگو...
((((گل نمی خری..........)))))
در یک چراغ قرمز پسری هم سن خودش را دید که گل می فروخت....
پسرر میلیاردر به گل فروش گفت :
الان. وقت نماز جمع است چرا نمیری نماز جمعه...!!!
پسر گل فروش گفت:
تو یک هفته به جای من زندگی کن من یک سال به جای تو عبادت می کنم...،،
شکم گرسنه نمی تواند صراط المستقیم را خوب ادا کند،،،
سلام من و به خدا برسون و بهش بگو...
((((گل نمی خری..........)))))
- ۹۷۹
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط