عشق آغشته به خون

。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩
(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۶۱ (。☬⁠。⁠)⁩


آروم و با احتیاط وارد اتاق شد سپس با چشم های تیزش دور تا دور اتاق مشکی رنگ را نگاه کرد اتاق کار تهیونگ درسته شاید چیزی را پیدا کرد که مربوط به مرگ پدرش باشه مین جی با آن کفش های پاشنه بلندش مشغول گشتن تک تک کشو های براق بود ٫. لعنتی کیم تهیونگ هیچی تو این کشور ها نیست که به دردم بخوره ٫ تند سمت میز رفت سپس روی صندلی نشست و خم شد در برگه ها گشت موهای بلند اش ریخته شدن روی نیم رخش و تند پشت گوش برد لعنتی باز هم فرستاد صدا محکم تهیونگ به گوش خورد : ای بابا این پله ها اشرافی هم کثیف هستند اینو هم من باید بگم ..
استرس وار پلک زد و تند سمت در می‌رفت ولی در محکم باز شد همچنین فاصله خیلی کمی با در داشت .. تهیونگ چهره اش متعجب سپس عصبی نگاهش کرد .. با صدا محکمش گفت : مین جی ؟ تو اینجا چیکار می‌کنی
مین جی استرس داشت و ترس .. همچنین با حالت پوزخندی گفت : چیکار میکنم .. خوب معلومه با خونه آشنا میشم
گامی برداشت تا از کنار تهیونگ رد بشه و مانع رفتنش شد و گامی سمتش برداشت مین جی حول نگاهش کرد سپس گامی به پشت برداشت.. تهیونگ محکم در را بست و جلو مین جی ایستاد : من اصلا خوشم نمیاد کسی وارد اتاق کارم بشه
مین جی استرس وار ولی همچنین چسعی در خفط حالت پوزخند اش گفت : خسیس ترین آدم دنیا تویی
تهیونگ باز هم سمتش گام برداشت و مین جی هم همچنین به پست گام برمی‌داشت : این کارت اصلا عادی نیست ..
مین جی حالا گام هایش متوفق شدن و برخورد گودی کمری به میز باعث شد اخم کند .. مین جی : من باید برم
گامی در کنارش برداشت ولی تهیونگ محکم دستش را روی میز در کنار پهلو مین جی گذاشت ..
مین جی : از این کارت خوشم نمیاد .. باز هم سمت مخالف تهیونگ چرخید تا باز هم از چنگ این ببر بیرون بره ولی باز هم دست دیگری تهیونگ روی میز گذاشته شد و هر دو دست هایش محکم به پهلو های مین جی چسپیدن ...
ولی این دختر سرتق همچنین زل زد به تهیونگ: چیه میخواهی کار دیشب رو روی میز انجام بدی .. تهیونگ پوزخند محکمی زد سپس سرش را نزدیک صورت مین جی برد : برای من مشکلی نیست ولی باید مراقب رحِیم مریض شما هم بشم
مین جی ابرو بالا انداخت : عه رحِیم من اصلا هم مریض نیست در حد شما نیست که بخواهید در بعث خوابیدن با زنت راجب رحِیمش حرف بزنی و زیر سوال ببریش.
تهیونگ اخم کرد سپس با دستش فک مین جی را نرم گرفت : بگو تو اتاقم چیکار می‌کنی سپس با برخورد محکمی که از پرونده ای تو دستش روی میز کوبید مین جی در جا پرید
دیدگاه ها (۱)

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۶۲ (。☬⁠。⁠)⁩مین ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۶۳ (。☬⁠。⁠)⁩هو...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۶۰ (。☬⁠。⁠)⁩چانم...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۵۹ (。☬⁠。⁠)⁩تهیو...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۹۸ (。☬⁠。⁠)⁩مین ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۱۰۰ (。☬⁠。⁠)⁩جلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط