عشق آغشته به خون
☬。) عشق آغشته به خون (。☬。)
(。☬。)پارت ۶۳ (。☬。)
هوا سرد به چهره غمگین اش میخورد و باعث قرمز شدن گونه هایش همراه با نک بینی اش حال سردی و پوست رنگش قرمز .. چتری های ریزی روی چشم های قرمز اش سرازیر شده بودن ..
چشم دوخت به ماشین ای که وارد حیاط شد و جیمین از پیاده سپس به سمت در هجوم میبرد .. میونشی سخت آب دهنش را قورت داد ٫ آره میونشی تو میتونی .. زود باش ٫ با گام های صدا دار و بادی که از گامی که حرص میگرفت باعث بالا رفتن دامنش میشد .. در اتاق رو باز کرد و سرش را پایین انداخت و از پله ها پایین رفت .. تنها با برخورد به کسی پاشنه پاش را روی زمین رها نمود ولی جیمین دخکم تر دستش را دور پهلو های برهنه میونشی حلقه کرد تا برخوردی با زمین نکند هر دو حالا چشم در چشم همدیگر دوخته بودن .. چشم های پر رنگ میونشی که اشک ریختن اش را خوب میشد دید جیمین تند پرسید : گریه کردی ؟
میونشی تند از آغوش جیمین بیرون اومد با استرس چتری هایش را کنار زد .. و نگاه زیبا جیمین روی لباس میونشی قفل شد : حالت خوبه هواست کجاست ؟ نزدیک بود بیوفتی
میونشی : ممنون خوبم ..
جیمین تنها یک لبخند ای زد سپس محکم لب زد : اگه آماده ای بریم رستوران داداشت گفته بود که بیارمت میخواد ترو ببینه البته اگه میخواهی بری
چه فکر خوبی با لبخند موهایش را لمس کرد : معلومه که میخواهم ..
جیمین : برک آماده بشم بعدش بریم
سری به سخنان جیمین تکون داد سپس جیمین از کنارش به شدت بالا رفت و دستی به موهای سمت سر میونشی گذاشت و با لمس ای کیوت ای ازش دور شد .. میونشی تند به رفتن جیمین نگاه کرد .. و از ناز کردن موهایش به شدت ذوق زده شده بود ...
سخت آب دهنش را قورت داد سپس آه ای کشید افکار منفی افکار مزخرفی که حالا رویش موج میزد .. باعث اخم های روی پیشانی اش بشود ،
لمس ناگهانی که از شانه اش کشیده .. میشد نفس تو سینه مین جی حبس شد لمس گرمی همچون راهش را ادامه میداد تا رسیده به گردن مین جی ..
تهیونگ: آماده ای ؟
مین جی سخت آب دهنش را قورت داد سپس بدون جواب دادن از روی صندلی بلند شد ... آهسته کیف مانند اش را به دستش گرفت : آمادم .. تهیونگ همچون زیر چشمی نگاهش کرد سپس همراه اش به سمت در هجوم برد ...
(。☬。)پارت ۶۳ (。☬。)
هوا سرد به چهره غمگین اش میخورد و باعث قرمز شدن گونه هایش همراه با نک بینی اش حال سردی و پوست رنگش قرمز .. چتری های ریزی روی چشم های قرمز اش سرازیر شده بودن ..
چشم دوخت به ماشین ای که وارد حیاط شد و جیمین از پیاده سپس به سمت در هجوم میبرد .. میونشی سخت آب دهنش را قورت داد ٫ آره میونشی تو میتونی .. زود باش ٫ با گام های صدا دار و بادی که از گامی که حرص میگرفت باعث بالا رفتن دامنش میشد .. در اتاق رو باز کرد و سرش را پایین انداخت و از پله ها پایین رفت .. تنها با برخورد به کسی پاشنه پاش را روی زمین رها نمود ولی جیمین دخکم تر دستش را دور پهلو های برهنه میونشی حلقه کرد تا برخوردی با زمین نکند هر دو حالا چشم در چشم همدیگر دوخته بودن .. چشم های پر رنگ میونشی که اشک ریختن اش را خوب میشد دید جیمین تند پرسید : گریه کردی ؟
میونشی تند از آغوش جیمین بیرون اومد با استرس چتری هایش را کنار زد .. و نگاه زیبا جیمین روی لباس میونشی قفل شد : حالت خوبه هواست کجاست ؟ نزدیک بود بیوفتی
میونشی : ممنون خوبم ..
جیمین تنها یک لبخند ای زد سپس محکم لب زد : اگه آماده ای بریم رستوران داداشت گفته بود که بیارمت میخواد ترو ببینه البته اگه میخواهی بری
چه فکر خوبی با لبخند موهایش را لمس کرد : معلومه که میخواهم ..
جیمین : برک آماده بشم بعدش بریم
سری به سخنان جیمین تکون داد سپس جیمین از کنارش به شدت بالا رفت و دستی به موهای سمت سر میونشی گذاشت و با لمس ای کیوت ای ازش دور شد .. میونشی تند به رفتن جیمین نگاه کرد .. و از ناز کردن موهایش به شدت ذوق زده شده بود ...
سخت آب دهنش را قورت داد سپس آه ای کشید افکار منفی افکار مزخرفی که حالا رویش موج میزد .. باعث اخم های روی پیشانی اش بشود ،
لمس ناگهانی که از شانه اش کشیده .. میشد نفس تو سینه مین جی حبس شد لمس گرمی همچون راهش را ادامه میداد تا رسیده به گردن مین جی ..
تهیونگ: آماده ای ؟
مین جی سخت آب دهنش را قورت داد سپس بدون جواب دادن از روی صندلی بلند شد ... آهسته کیف مانند اش را به دستش گرفت : آمادم .. تهیونگ همچون زیر چشمی نگاهش کرد سپس همراه اش به سمت در هجوم برد ...
- ۵.۹k
- ۲۳ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط