ساعت هفت صبحِ ، إ روز فَراریم
ساعت هفت صبحِ ، إ روز فَراریم
زود پانشدم ، هنوز نخوابیدم
یکی هم کنارم ، سردتر أ خودم
اینجا رسم عشق رو انگار بَد بلد شدم
توأم مثه منی نیست شده آنی
دنیات مثِ اون پاکَت وینستون آبی
رو میز شده خالی
چِشایی که خیس و بعد هم ریز شد حسابی
برات ریسک شده عادی...
زود پانشدم ، هنوز نخوابیدم
یکی هم کنارم ، سردتر أ خودم
اینجا رسم عشق رو انگار بَد بلد شدم
توأم مثه منی نیست شده آنی
دنیات مثِ اون پاکَت وینستون آبی
رو میز شده خالی
چِشایی که خیس و بعد هم ریز شد حسابی
برات ریسک شده عادی...
- ۸۳۷
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط