...
...
نگرانی برای ماهی ها،نگرانی برای گلدانت
مدتی می شود که بغ کردی ،در پس میله های زندانت
با خودت قهر کرده ای بیخود،لب به چیزی نمی زنی تا شب
آرزویت شبیه مولاناست،کوه،آوارگی،بیابانت
پله های حیات غمگین را،آب و جارو نمی کنی دیگر
عصرها در محل نمی پیچد،عطر نعناع و سیب قلیانت
فیلم هایت همیشه تکراریست،نقشهایش به هم نمی آیند
می رسی تا جنون تنهایی،باز هم در سکانس پایان
در سکوت عرق فروشی ها،یاد عشق قدیم می افتی
میز را می زنی به هم،مستی،خنجری می خورد به وجدانت
شهر سردت عجیب نا امن است،کوچه هایش دروغ می گویند
نگرانی برای ماهی ها،نگرانی برای گلدانت
باز هم در شروع فصلی سرد،قصه ها واژگون تراز قبلند
زندگی تو شاعرانه شده،بوی غم می دهد زمستانت
نگرانی برای ماهی ها،نگرانی برای گلدانت
مدتی می شود که بغ کردی ،در پس میله های زندانت
با خودت قهر کرده ای بیخود،لب به چیزی نمی زنی تا شب
آرزویت شبیه مولاناست،کوه،آوارگی،بیابانت
پله های حیات غمگین را،آب و جارو نمی کنی دیگر
عصرها در محل نمی پیچد،عطر نعناع و سیب قلیانت
فیلم هایت همیشه تکراریست،نقشهایش به هم نمی آیند
می رسی تا جنون تنهایی،باز هم در سکانس پایان
در سکوت عرق فروشی ها،یاد عشق قدیم می افتی
میز را می زنی به هم،مستی،خنجری می خورد به وجدانت
شهر سردت عجیب نا امن است،کوچه هایش دروغ می گویند
نگرانی برای ماهی ها،نگرانی برای گلدانت
باز هم در شروع فصلی سرد،قصه ها واژگون تراز قبلند
زندگی تو شاعرانه شده،بوی غم می دهد زمستانت
- ۱.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط