{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ميداني...

ميداني...
بعضـي ها را هرچه قدر بـخواني ...
خسته نميشوي !
بعضـي ها را هرچه قدر گوش دهي ... عادتــــ نميشوند !
بعضـي ها هرچه تکرار شوند ...
باز بکرند و دستــ نـخورده !
ديده اي ؟!
شنيده اي ؟!
بعضـــي ها بي نهايتـــ ــ ـند !

مـــــثل مـــــادر
دیدگاه ها (۳)

omid

porsche پورش

میدانم دستهایمان بهم نمیرسد میدانم که فاصله نفس باهم بودنمان...

zadi daghenesh kardi

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

مهمونی پارت ۵۷

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

𓆩 پــارت دهــم 𓆪 🖤🥀ساعت چهار صبح بود.عمارت قدیمی در میان مه ...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

پارت ۵۸ صدای آژیر پلیس هنوز از دور شنیده می‌شد.آریانا همان‌ج...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط