{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت
بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

رفتی و دلم بست به سوی همه در را
جز روی تو در را به کسی باز نکردم

گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
حس غزلم را به تو ابراز نکردم

شبها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
در خواب به جز نام تو آواز نکردم

زنجیر به پای دل من بست نگاهت
بی حال و هوای تو که پرواز نکردم
دیدگاه ها (۲)

دیدنت ، بوییدنت ، احساس خوب عاشقی...بعد مدتها جدایی ، آه می ...

قسم به این دل ویران دلم هوای توداردبه این دو دیده گریان دلم ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ایبهانه می کند دلم تو را ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط