آنقدر شتابان عزم سفر کردی
آنقدر شتابان عزم سفر کردی
آنقدر مصمم بار سفر بستی ...
که مجالی نشد حتی بپرسم چرا !!!؟
...
کدام ابر تیره ، آسمان روشن دلت را گرفت ؟
که به وقت شب چون مرغ شیدایی نغمه خوان آمدی ...
و سحر نشده چون پرستوی مهاجری کوچ کردی
...
اما...
چه فرقی می کند ؟
در دفتر زندگی ، هر چقدر هم که ریز بنویسیم
باز هم وقت ورق زدن می رسد
چه فرقی می کند ؟
برای گلهای باغچه دلمان
وصف نسیم و شبنم صبح کنیم
چه فرقی می کند ؟
که برای برگ بهاری ، شعر ماندن بخوانیم
وقتی می دانیم رفتنیست
حال چه در این خزان ...
چه خزانی دیگر
...
فقط من ماندم و خاطرات خوش آن بهاری که گذشت
همین کافیست
آنقدر مصمم بار سفر بستی ...
که مجالی نشد حتی بپرسم چرا !!!؟
...
کدام ابر تیره ، آسمان روشن دلت را گرفت ؟
که به وقت شب چون مرغ شیدایی نغمه خوان آمدی ...
و سحر نشده چون پرستوی مهاجری کوچ کردی
...
اما...
چه فرقی می کند ؟
در دفتر زندگی ، هر چقدر هم که ریز بنویسیم
باز هم وقت ورق زدن می رسد
چه فرقی می کند ؟
برای گلهای باغچه دلمان
وصف نسیم و شبنم صبح کنیم
چه فرقی می کند ؟
که برای برگ بهاری ، شعر ماندن بخوانیم
وقتی می دانیم رفتنیست
حال چه در این خزان ...
چه خزانی دیگر
...
فقط من ماندم و خاطرات خوش آن بهاری که گذشت
همین کافیست
- ۱.۸k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط