#part80

#part80
رفتم آب پرتقال رو گرفتم
ریختم توی پارچ یه لیوان ریختم
واسه دیانا بردم
#diyana
دستت درد نکنه دورت بگردم
پس خودت چی
#arsalan
تو مهم تری خانوم قشنگم
#diyana
یکم خوردم گذاشتم روی میز
دراز کشیدم
#arsalan
دیانام حالت خوبه
#diyana
اره خوبم
#arsalan
دراز کشیدم بغلش
خودمو نزدیکش کردم دستم
رفت لای موهاش مشغول بازی شد
عشق من استراحت کنه
خسته شده
#diyana
چشم آروم چشم هامو بستم
کم کم خوابم برد
(فردا )
#delsa
صدای تایمرم بلند شد
کم کم بیدار شدم نگاه کردم
ساعت ۶ نیم بود
بلند شدم دست و صورتمو آب زدم
فرم مدرسه مو پوشیدم
از اتاق اومدم بیرون
آبتین رو دیدم سلام داداش
از پله ها رفتیم پایین
#arsalan
بوسه ای رو گونه دیانا کردم
اومدم بیرون از اتاق
برید ساندویجتونو از روی میز
بردارید توی ماشین بخورید
#delsa
چشم بابایی
با آبتین برداشتیم رفتیم سوار ماشین شدیم
بابا من و رسوند
رفتم داخل مدرسه
✨❤️‍🩹
دیدگاه ها (۱۱)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

#ارباب.مافیا P1+ساعت شیش صبح بود بیدار شدم و رفتم حمام یه دو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

همسر غیره منتظره

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط