{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس کجا ماند طلوعی که پس از تاریکی‌ست؟!

پس کجا ماند طلوعی که پس از تاریکی‌ست؟!
خانه را عطر ِ مه‌آلوده‌ی شک برمی‌داشت
چشم ِ امید ِ من آن سقف ِ اسف‌باری بود
که پس از زلزله‌ها داشت ترک برمی‌داشت!
.
رو به دیوارتـــرین پنجره‌ام می‌مانم
که به تصویر ِ خیالاتی ِ خود برگردم
آنقدر پنجره از منظره‌ها خالی ماند
که به هر آجر ِ دیوار یقین آوردم
.
به سلامت همه‌ی فلسفه‌هایی که مگو
به سلامت، همه‌ی بودن ِ من درد چشید
همه‌ی فکر ِ من اینجاست، رعایت نکنید
ای دهن‌های طلبکار، به فحشم بکشید
.
عقرب ِ پیرم و از نیش ِ خودم می‌گیرم
قول ِ پرواز از این معرکه‌ی نمرودی
پدرم گفت بمان، عاقبت ِ مرگ بد است
پدرم گفت: علی، حاصل ِ عمرم بودی..
.
ساکن ِ گودتــرین روزنه‌ی این خاکم
لوبیایی که نشسته‎‌ست خدایی برسد
آبی از دست ِ مترسک به دهانم نچکید
دانه‌ی خشک محال است به جایی برسد!
.
می‌روم تا به سر ِ سایه‌ی خود دست کشم
سایه‌ای که فقط از بودن ِ من باقی ماند
هرچه می‌خواست بگوید دهنم می‌فهمید
هرچه دستم به نوشتن ننوشت، او می‌خواند
.
سایه‌ام بود ولی خسته‌تــر از پیکر ِ من
دل به ته‌مانده‌ی نوری که نمی‌تابد بست
تیر ِ غیبی که بنا بود مرا... خورد به او
سایه‌ام از خود ِ من زودتـــر افتاد و شکست .
دل به پس‌مانده‌ی این اشک ِ پر از خون بستم
شاید از خون ِ جگر، چشم و دلم باز شود
آخر ِ قصه‌ی سردی که تو را می‌ترساند
باید از داغ ِ جگرسوز ِ من آغاز شود
.
من به دنیای خیالاتی ِ خود معتقدم
من به تقدیر، به انسان، به زمان شک دارم
خانه و پنجره و مرگ به هم مرتبط است
هیئت منصفه این مرتبه مدرک دارم!!
#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱)

نگاه تو بهم انگیزه میده خدا تورو واسه من آفریده

عاشق بز دل عشق رو هم ضایع میکنه!!

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ می ﮔﻮﯾﺪ:ﺍﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩء ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ...

چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو گاهی آدم عاشق نامهربان...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

مردی که در کنارم بود

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط