{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت
غصه ها را توی قلبم سر جهازی کرد و رفت
من برایش مثل کودک ذوق می کردم ولی
مدتی با خنده هایم خاله بازی کرد و رفت
سرنوشت ما به زیبایی به هم برخورد کرد
خط عشقش را چه بد با من موازی کرد و رفت
کم شد از من بعد از او از ما ، منی باقی نماند
انقلابی توی دنیای ریاضی کرد و رفت
گفته بودم که مگر از روی نعشم بگذری
پوز خندی زد به رویم ، یکه تازی کرد و رفت
قبل رفتن در نگاهم حس و حال شعر ریخت
حالت مرگ مرا هم صحنه سازی کرد و رفت
دیدگاه ها (۸۲)

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنمگفت نبض ضربانی تو بگو من چک...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند روزیست که هرشب به تو می‌...

بی خیالت سر نکردم، بی خیالم سر مکنخواب را در چشم های خسته ام...

ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ؟ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺍﯼ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺭ...

#my.FUCKER.mafai. part 4دنیای فیلیکس در آن لحظه فر...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفتغصه ها را توی قلبم سر جها...

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفتغصه ها را توی قلبم سر جها...

پرستار بچم پارت ۵۷

برده عمارت جئون

جنون مافیا ☆part48S1☆ویو سوا ماهیچه های قلبم انگاری جنگ داشت...

#بادیگارد_سرد_منپارت ²¹ویو لارا_________فلز سرد..هوای نمور و...

☆سهیل به نقل از روزنامه ایران: چندی پیش مردی جوان با م...

در نیمه های شب 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط