{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت
غصه ها را توی قلبم سر جهازی کرد و رفت

من برایش مثل کودک ذوق می کردم ولی
مدتی با خنده هایم خاله بازی کرد و رفت

سرنوشت ما به زیبایی به هم برخورد کرد
خط عشقش را چه بد با من موازی کرد و رفت

کم شد از من بعد از او از ما ، منی باقی نماند
انقلابی توی دنیای ریاضی کرد و رفت

گفته بودم که مگر از روی نعشم بگذری
پوز خندی زد به رویم ، یکه تازی کرد و رفت

 قبل رفتن در نگاهم حس و حال شعر ریخت
حالت مرگ مرا هم صحنه سازی کرد و رفت
دیدگاه ها (۳)

نگاهم میکنی قلبم چقدر آرام میگیردنگاهم از نگاهت زندگی را وام...

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنمتا که شاید من رگ خواب تو ...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

#my.FUCKER.mafai. part 4دنیای فیلیکس در آن لحظه فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط