رمان عضو هشتم ما با آدمای دیگه فرق داره...
رمان عضو هشتم ما با آدمای دیگه فرق داره...
جونگمین دوربین هارو زد عقب
کاترین:این ماییم اینم دوتا بچه هان اما چرا به صندلی بستنشون؟
همون لحظه نشون داد یکی اومد و به اینا یه چیزی تزریق کرد همون لحظه بچه ها دیوونه شدم شروع کردن به گاز گرفتن همه جای اون زن و اون تبدیل به زامبی شد و بچه ها عادی شدن یکم که جلوتر رفت همین اتفاق هی تکرار شد
کاترین:ات و لیا تو خطرن باید سریع بهشون بگیم
فیلیکس:ات ات صدامو میشنوی
آت:آره چیزی شده؟
فیلیکس : دوربین هارو چککردیم اون دوتا بچه ها زامبین
میخوام برای اولین بار شرط بزارم
شرط =۳۰ لایک_ ۱۵ تا کامنت
جونگمین دوربین هارو زد عقب
کاترین:این ماییم اینم دوتا بچه هان اما چرا به صندلی بستنشون؟
همون لحظه نشون داد یکی اومد و به اینا یه چیزی تزریق کرد همون لحظه بچه ها دیوونه شدم شروع کردن به گاز گرفتن همه جای اون زن و اون تبدیل به زامبی شد و بچه ها عادی شدن یکم که جلوتر رفت همین اتفاق هی تکرار شد
کاترین:ات و لیا تو خطرن باید سریع بهشون بگیم
فیلیکس:ات ات صدامو میشنوی
آت:آره چیزی شده؟
فیلیکس : دوربین هارو چککردیم اون دوتا بچه ها زامبین
میخوام برای اولین بار شرط بزارم
شرط =۳۰ لایک_ ۱۵ تا کامنت
۱۰.۴k
۰۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.