{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به وسعتت جهانمو شکنجه زار می کنم

به وسعتت جهانمو شکنجه زار می کنم
ببین من از هجوم تو کجا فرار می کنم !

من از نگاه کردنت پرستشو شناختم
خدا رو سُجده می کنم از این بتی که ساختم

چنان بریدم از خودم که از هوای تو پُرم
که با نفس کشیدنم از تو شکست می خورم

ثواب می کنم تویی ، گناه می کنم تویی
نگاه کن به هرکسی نگاه می کنم تویی

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه میبرم به تو ...
دیدگاه ها (۱)

خسته ام ...روزها میگذرد اما..در من ..هیزم شکنی پیر هر از گاه...

منو_خودم_جزیره زیبای کیش..یهویــــــــــے

من از بچگے باید کارگــــــــــردان مے شدم ٬ هرکسے به من میرس...

گاهی احساس آخرین بیسکوییت باقی مانده در یک بسته را دارم!تنها...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

رمان: «از تو متنفرم»پارت ۷۰ ساعت دقیقاً هفت بود.آریانا وارد ...

ادامه پارت ۱۶

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط