{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ینی تو روح اون معلمی که موقع روخونی

ینی تو روح اون معلمی که موقع روخونی

میدید من دارم با بغل دستیم حرف میزنما،


یهویی میگفت:
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
ادامه شو تو بخون!!!


عقده ای

یدفعه یادم افتاد اعصابم خورد شد
دیدگاه ها (۱)

زیبا تر از انسان نیافتند خنده دار تر از انسان هم نیافتند چ...

واقعا که بعضی دکتر ها تو ایران اینجورین

شکلات : سالاد

به اومید اون روز:)

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

شاهزاده دوست داشتنی من

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟖خاص ترین روح..هه..الان...

Cieloپارت ۵از زبان کوکوقتی تهیونگ و دیدم فهمیدم حالش خوب نیس...

the missing link part¹¹ووجین چون زخمی بود قدرت زیادی نداشت و...

میبخشی پارت ۵

سناریو(درخواستی):وقتی یکی بهشون سنگ پرت می‌کنه و تو با اون د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط