{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهــا پر و خالی می شوند ؛

روزهــا پر و خالی می شوند ؛
مثل فنجان هـای چای در کافه هـای بعــد از ظهــر؛
اما انگار هیچ اتفـاق خاصی خیال افتـادن ندارد،
مثلاً اینکـه "تـو" ، در یکی از همین روزها ،
"ناگهــان" در آن سوی میز نشستـه باشـی ...
دیدگاه ها (۳)

آرام باش دلم… او بی تو آرام است

ﺩﻟـــﻢ ﻗــﻠــﮏ ﻧـﯿـﺴـﺖ ﮐــﻪ...ﻭﻗـــﺘــﯽ ﺷـﮑـﺴـﺘـﯿــﺶ ﭼــﯿــﺰ...

حالاکدوم ماهی هستین؟خودم فروردین

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

پارت 1

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

p8جنا روی مبل کنار سویون نشسته بود و فنجان چای را در دستش گر...

کافه گفتگو؛ ارزان راه نیفتاده، «اقتصادی» طراحی شده است

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط