{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پســرکـ

پســرکـ
روے دیـوار اتــاقش نوشـته بـود:
✘اســتعمــال دخـانــــیات الـزامـــــــــــــیسـت✘...!
✧✧چـون
پنـجره اتــاقـش روبـه خـانه ای بـازمیــشد کـه عــشـقــش
⇙ ⇘ ⇜عــــــــروس آن خـانه بـــود
دیدگاه ها (۱)

چه جااالب

خخخخخ

خدابهِم گُفت: خِیْـلـــــی اَذْیَـتِـتْ کَرْدَنْ؟گُفتَم: چِط...

خخخخخخخخ

مردی که در کنارم بود

( last minute )

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

LESSON

داستان عاشقانه جدید

مادرم نیست

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

♨️آزادی بیان غربی /یک مهاجر مسلمان در آلمان به دلیل پوشیدن ت...

رمان: فراموش‌شدهفصل ۱: نشانه‌ها در حنجرهآناری همیشه عاشق خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط