{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و داداشم برنامه ریختیم از این به بعد سر سفره شام و ناه

من و داداشم برنامه ریختیم از این به بعد سر سفره شام و ناهار
از پدر و مادرای مردم تعریف کنیم
قبل این که مامان بابامون از بچه‌های مردم تعریف کنن!والا مگه دروغ میگم.
اگه دستم به این بچه های مردم برسه.
نه !!!!چقدر خشنید، ازشون تشکرمیکنم که اینقدربچه های خوبی هستند ماازاوناش نیستیم که. بله.
دیدگاه ها (۲۶)

بابام دوروزه گیرداده به من میگه :به بچه جوجه تیغی چی میگن؟؟ ...

يك مهندس رفت كلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر كنه !مهند...

نمیدانم تا کدامین طلوع خواهم ماند...... در کدامین غروب خواهم...

بیشترین تاثیرافرادخوب زمانی مشخص میشود که ازبین ما رفته باشن...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁷....

شکوفه های گیلاس🌸 پارت اول🌸اسم:اوسامو دازای. سن :۱۰ ظهر بو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 143♡⁠。⁠)⁩با وجو...

Hi ARMY!!!!!!!!! دلم براتون اندازه ی ایران تا کره ی جنوبی تن...

رمان

دوست دختر کوچولوی من ویو پیش بزرگترا م/جس: پدر جان واقعا سل...

P21F2(مامان انیا و اندر تو ازمایشگاه مرد بخاطر ازمایش ها مرد...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

خابببب بریم پارت یک اول شرایط 30تا لایک و 10تا کامنت و 3تا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط