{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر کسی نداند تو و خدا میدانیذ که

اگر کسی نداند تو و خدا میدانیذ که
تو و من تا میشویم از مویی نازک تر میشویم..اما نمیشکنیم. از هم گسسته نمیشویم. چون من و تو..تو و من از هزار سال قبل تا حالا و از حالا تا هزار سال دیگر ریشه هایمان در هم تنیده..من و تو دست تو دست هم هیچوقت اجازه نمیدهیم،موریانه های روزگار،حتی فکر نزدیک شدن به ریشه هایمان را بکنند.
امید زندگیم..از حالا تا هزار سال دیگر چشمهایم را میبندم.و دست هایم را به تو میسپارم..بی هیچ دغدغه ای

دنیام..عمرم. بابت تمام اعتماد هایت. محبت هایت.بخشش هایت ممنونم
دست هایت..و قلب پر از مهرت را میبوسم
دردت به جونم..
دیدگاه ها (۱)

ممنونم ازت نفسم به خاطر سنگ صبوری.تحمل هایت..یردباری هایت..د...

روزی را تصور کن که بالاخره به هم میرسیم! اسممان را هم مثل دل...

چند ده سال بعد شده. تنها در ساحل خلوت نوشهر قدم می زنی. با خ...

پر‌رویی نجومی افساد طلبها

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

چشم هایم را میبندم!در میانسالگی هایم ، در آشپزخانه چای دم می...

«بِسّـم‌رَبِّ‌ح‌ـسین"؏"»«ثانیه‌های پایانی ۱۴۰۴، زیر بارِ سنگ...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

بسم الله الرحمن الرحیممن عاشق نارنجی بودم و الانم هستم.من تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط