{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لَب به احساس زدم ...

لَب به احساس زدم ...
مسـت شدم ...
فهمیـدم ;
شاعران مَست ترین طایفهٔ هشیارند.!!

بی خود از حال شدن٬
گرچه گناه است٬
ولی..

" شاعری جُرم قشنگی است اگر بگذارند...
دیدگاه ها (۴)

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐسی ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﻟﺶ ﻏﻤﮕﻴﻦ، ﺧﻮﺩﺵ ﺳﺎﺩﻩ ...

روزگار صحنه عجیبی است....زیبارو باشی به کور میرسی...خوش صدا ...

لاایک ب همه دوستای گلم...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

KIM V

رمان تهیونگ

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... _:ببخشید من کن...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۵" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط