{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد خالی از تشویش بود

کاش می شد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش لبخندها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب ونان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم
درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد
هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب
نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم
در دل آینه جایی وا کنم
دیدگاه ها (۹)

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

تقدیم به والاترین موجود هستی ام:پدر ، یعنی تپش در قلب خانهپد...

بیا، دلم، به خدا هِی، بهانه می گیرددوباره عطرِ تو را، این تر...

@ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۵ساعت از ده شب گذشته...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۹ صبح آن روز، برنامه...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت اول: ورود پادشاهان به قلمروِ...

پارت ۸۷ | «فاصله‌ای که درد داشت...»صبح روز بعد...هوای سئول ا...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط