{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم

گفته بودم
گاهی اتفاق ها درست می افتد
وسط خوش باوری هایت
گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ
باورهایِ ساده ی ما می سوزد
که زمین می زند ما را با همان باورها
و بعد کنارمان می ایستد
دستش را دراز می کند
و ما را از دوباره شروع می کند
با یک زخم . . .
که یادمان باشد
گاهی سادگی
درماندگی می آورد!
دیدگاه ها (۲)

آدمیزاد عجب قصه‌ی عجیبی‌ست؛گاهی برای به‌دست آوردنِ دنیا می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط