{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمیکند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمیکند
دیگر گرمای هیچ دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر هیچ اعتمادی نیست ...
دیدگاه ها (۵)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

امروز یه روز عادی نیست.

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت10ویو اتوارد ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط