{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیم که آواره دویدیم به هر سوی

بادیم که آواره دویدیم به هر سوی
اما چونسیمی به وزیدن نرسیدیم
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
خشکید و به یک جرعه چشیدن نرسیدیم
دیدگاه ها (۲)

ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟من که خود راضی به این خل...

بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگیبوسه آغازی ب...

دلتنگ که باشی آدم دیگری می‌شوی!خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و...

یادت ای دوست بخیر. بهترینم خوبی؟خبری نیست ز تو؟دل من میخواهد...

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

part30سفر در جاده‌هایِ پیچ‌درپیچِ ججو ادامه داشت. در ماشینِ ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟳[ویو ا.ت] نفس عمیقی کشیدم،...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

پارت بیست‌ونهم | فرودپارک لارانور کم‌رنگ صبح از پنجره‌ی هواپ...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط