{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاصله قلب مرا می کند این بار جدا

فاصله قلب مرا می کند این بار جدا
می دهد رفتنش آزارم و انکار جدا

من کجا یار کجا لحظه ی دیدار کجا
قلب من می شود از سینه ام انگار جدا

التماسم شده دردم که به پات افتادم
بیشتر از همه این خواهش بسیار جدا

بودنت بودن یک سوزن در خرمن کاه
کی شود سوزن گم گشته ی انبار جدا

مرگ من آمده انگار به دادم برسید
می شود یار جدا یار جدا یار جدا
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

ای مرهم زخمِ دل ناشاد کجایی؟دارم دل خون از همه بیداد کجایی؟غ...

اگر رحم و مروت یا وفایی اهل دنیا داشتکجا اینقدر واماندهِ دلی...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط