{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر چه شک عجیبی به داشتن دارم

اگر چه شک عجیبی به داشتن دارم
سعادتی ست تو را داشتن که من دارم

کنار من بِنِشین و بگو چه چاره کنم؟
برای غربت تلخــی که در وطن دارم؟

بگو که در دل و دستت چه مرهمی داری
برای این همه زخمـــی کـه در بدن دارم؟

مرا بــه خود بفشار و ببین بــه جای بدن
چه آتشی ست؟ که در زیر پیرهن دارم؟

به رغم دیدن آرامش تو کم نشده
ارادتــی کــه به آرامش کفن دارم

مرا که وقت غروبم رسیده بدرقه کن
اگرچه با تو امیدی به سر زدن دارم !!

غلامرضا طریقی
دیدگاه ها (۰)

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

اگرچه شک عجیبی به «داشتن»دارمسعادتی‌ست تورا داشتن که مندارم!...

چه آتشی ؟ کــه بر آنم بدون بیم گناهتــــورا بغل کنـــم و ......

خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط