{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکـــــــــــــــــــــایت من…

حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کردم تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…
دیدگاه ها (۱۰)

چطـوری  بـه  زخـم هـای  پـاهام  بـگمکـه  تــموم  راه  رواشـت...

خیلی وقت ها میشینم پشت سیستمو هدفون میذارم تا موزیک آرومم کن...

دل نوشته ........شـکسـته اممــی فهــمـی ؟ بــه انتـــهـای بـ...

شب بود...یه عده کنار عشقشون بودن...یه عده هم داشتتن با عشقشو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁸ویو: اتچشم‌هام رو به‌آرومی باز ک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

عاشقانه های شبنم

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

#in_your_eyespart_10۰ویو کایلاچند ثانیه...کوک حتی نفس هم نمی...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁹هلیکوپتر چند متر بالاتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط