ساری دیر گذاشتم

پارت دوم
عمارت مین
ویو ا.ت
با درد وحشتناکی زیر دلم از خواب پاشدم لباسام عوض شده بود بدنم تمیز بود و تو یه اتاق جدید بودم تنها چیزی که از دیشب یادمه فقط درد عه رو تخت دراز کشیدم و دستمو گذاشتم زیر دلم و اروم ماساژ دادم تا دردم کمتر شه که یکی وارد اتاق شده
یونگی= بلخره بیدار شدی
با لحن عصبی گفتم
ا.ت = تو.....تو از جون من چی میخوای
یونگی = قانون دوم الکی عصبی نشو
ا.ت = توضیح بده بدو
یونگی =قانون سه تو یه برده ای پس درست حرف بزن
چرا انقدر قانون میگه چرا عین ادم نمیگه از جونم چی میخواد. برا چند دقیقه هیچی نگفتم که گفت
یونگی= تو برده شخصی منی که اینجا زندگی میکنی به حرف هیچ کس جز من گوش بدی من هم مین یونگی ام سوالی داری؟
ا.ت = چی صدات کنم؟
یونگی = ارباب. سوال یعدی؟
ا.ت = قوانین اینجا چیه ؟
یونگی= افرین سوال خوبی بود قوانین رو اجوما بعدا بهت میگه اگه ازشون سرپیچی کنی تنبیه میشی. فهمیدی؟
ا.ت = ب.. بله
نظرتون؟
یه حمایتمون نشه؟ :)
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ عشق در طی زمان رفتم تو خونه اومدم در رو ببندم که تهیو...

پارت ۳عشق یهوییلباس پوشیدم و رفتم بیرون به سمت پارک نزدیک خو...

عشق یهویی

عشق در طی زمان پارت ۳ براید بغلم کرد و گذاشت تو ماشین خودش ه...

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

فیک مافیای سیاه من part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط