{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يك عمرقفس بست مسيرنفسم را
حالا كه دري هست مرابال وپري نيس

يك عمرقفس بست مسيرنفسم را
حالا كه دري هست مرابال وپري نيست،
حالاكه مقدرشده آرام بگيرم
سيلاب مرابرده وازمن اثري نيست، بگذاركه درها همگي بسته بمانند
وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..
دیدگاه ها (۱۱)

خدایا...مگر بودن او در کنارم چقدر از جهانت را میگرفت...!!؟

پیدا کنیدش دوبارهبگو دوباره بمیردشاید دستم را بگیرد

بخاطر من بمون به خاطرت میمونم!خودم ستاره میشم تو میشی آسمونم...

ﺩﺧﺘﺮ ۱۵ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﻮﺳﻢ ﻧﮑﺮﺩﻩ !!ﻣﻦ...

پرسه در جنگلات از روی مبل بلند شد.نگاهش هنوز روی درِ بسته‌ی ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 106✦...................

چند پارتی جونگ کوک

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 141✦..................

بالهای سرخ پارت ۸

Rofile of the wolf...۹

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط